العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
235
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
و گفتند : گياهى كه ببرند و بمكند ، و گفتند : هر ظرف آب روباز نوشابه آنها است ، و ابن عطيه دعوى اجماع كرده كه جن متعبد بشريعت اسلامند و پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلم مبعوث است بر ثقلين . اگر گويند : در صورتى كه همه احكام بايست آنها بود بايد نزد پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله رفت و آمد كنند و آنها را ياد بگيرند و نقل نشده كه جز دو بار در مكه نزد او آمده باشند و بيشتر احكام شريعت پس از آن مقرر شده . گوئيم : نقل نشدن دليل نيست كه نزد آن حضرت نيامدند و سخن او را نشنيدند بىآنكه مؤمنان آنها را ديده باشند ، و بسا پيغمبر آنها را ديده و يارانش نديدند زيرا خدا از سرور پريان گويد او و تيره او شما را بينند از آنجا كه شما آنها را نبينيد ، و بسا او به نيروى خدا داد آنها را ديده و بسا كه يكى از صحابه هم آنها را در برخى حالات ديده باشند مانند ابو هريره كه ديد شيطان از زكات ماه رمضان دزدى مىكند و بخارى آن را روايت كرد اگر بگوئى : پس چه گوئى در گفته برخى معتزله كه منكر وجود جن باشند ؟ گوئيم اين عجيب است زيرا وجود جن ثابت است براى هر كه قرآن را باور دارد كه بوجود آنان گويا است و بخارى و مسلم و نسائى هم از ابى هريره روايت كردند كه پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلم فرمود : ديشب يك عفريتى از جن به من تف كرد و ميخواست نمازم را ببرد و من گلوى او را گرفتم و خواستم او را به يكى از ستونهاى مسجد ببندم و به ياد گفته برادرم سليمان عليه السّلام آمدم كه در شهر مدينه پريانى باشند كه مسلمانند . و فرمود : بنگ مؤذن را نشنود پرى و نه آدمى و نه چيزى جز گواه او باشند روز قيامت و مسلم از ابن مسعود روايت كرده كه پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله فرمود : بسا هيچ كدام نباشند جز آنكه همزاد او از جن به دو گماشته است گفتند : و بشما هم